آبایی :دکلهای ناموزون بام‌ها، نماد ناهماهنگی است/ خرده فروشی را پایان یافته بدانید

اخبار داخلی 05 آذر 1399 379 بازدید

سادیناآبایی عضو هیات مدیره  اتاق مشترک ایران و امارات  و رییس کمیسیون فناوریی های نو این اتاق  براین باور است که تغییرات در مشاغل حتمی است و کشورهای منطقه به ویژه  امارات به خوبی بر این موضوع واقف هستند و برای آن برنامه ریزی می کنند ولی متاسفانه دولت برای آن برنامه ریزی نکرده و از این رو تغییرات برای جامعه و مشاغل سخت تر خواهد بود به ویژه که در حوزه آموزش بهره گیری از اطلاعات و اقتصاد دیجیتال هیچ برنامه ای نداریم.

به گزارش اتاق ایران و امارات چند وقتی است که شیوع ویروس کرونا منجر به محدودیت های فیزیکی در عرصه های مختلف شده و زندگی اجتماعی، اقتصادی ما را تحت شعاع قرار داده این امر همگام با لزوم بهره وری از تکنولوژی های نوین تغییرات عمده ای در کسب و کارها و فضای اقتصادی جامعه و منطقه  ایجاد می کند که نگاهی به روند  این تغییرات و لزوم حضور پر رنگتر سیاستگذاران و تشکل ها در این حوزه موضوعی است که بازار در گفتگوی با خانم سادینا  آبائی فعال حوزه ICT انجام داده است. او همچنین رییس هیات مدیره اپراتور شبکه علمی کشور، است.

*روند تغییر درکسب و کارها بعد از شیوع کرونا تحولات سریعتر و جدیدتری را به دنبال دارد که مهمترینش در حوزه آی سی تی و توسعه اقتصاد دیجیتالی است. خیلی از کسب و کارها آهسته تر به سمت این مسیر حرکت می کردند و انگیزه های اقتصادی نداشتند اما اکنون ۲ عامل مهم بعد از شیوع کرونا، یکی فاصله ی اجتماعی و دیگری بحث مانایی، باعث شده بنگاه هایی که در مسیر تکنولوژی و استفاده از فضای مجازی بودند عقب بمانند آینده کسب و کارها در ایران را با این اوصاف چگونه ارزیابی می کنید؟

شرکت های پیشتاز این کار را می کنند. اما اساسا مقوله ی کرونا یک تلنگری برای افراد بود تا از غرور و غره شدن در حوزه های  کار و تجارت فاصله بگیرند.

اوایل شیوع ویروس کرونا بود که یادآواری سوره ای از قرآن بسیار تفسیر برانگیز شد انگاری خداوند شبیه سازی آنرا در اوج غرور و برخود بالیدن انسانها نمایان ساخت که دیگر هیچ کس و هیچ چیز به فریادت نمی رسد، و این تنهایی بر کسب وکار ها هم اثر گذاشت. اما اگر تکه های پازل را کنار هم قراردهیم، جهل دانشی نسبت به آن پیشتاز می نماید.

اینکه آیا جهانی شدن باید به روند خود ادامه دهد؟   آیا کسب و کارها با این روال توان ادامه دادن دارند!؟ و کسب و کارها و آدم‌ها محیط زیست و طبیعت را تحت سیطره ی خود قرار دهند. همه باعث شد عده ای که اهل تفکر و استدلال هستند، پارامترها را بچینند و مسیر را بر اساس آن پیش ببرند.  متاسفانه ما معمولا از این چرخه به دور هستیم نهایتاً گوشه چشمی به این مسائل داریم. یکی از آن ها حضور فناوری اطلاعات و ارتباطات است که متوجه شدیم این فضا بسیار کمک کننده است و به عنوان یک ابزار واقعی مورد استفاده قرار می گیرد. این فناوری با زندگی اشخاص، کسب و کار ها و روند ها همسو شده است.

برداشت من این است که ما باید بسیاری از مشاغل خرده فروشی  را بازخرید کنیم و بازنشسته بدانیم اما برای این روند برنامه ریزی جدی تری داشته باشیم. در حال حاضر تغییرات بیشتر  انفرادی است و سیاستگذاری در این حوزه بیشتر شبیه شوخی است.

در حال حاضر تغییرات بیشتر  انفرادی است و سیاستگذاری در این حوزه بیشتر شبیه شوخی است واین جبر بود که استفاده بیشتر از فاوا را در کسب و کارها تحمیل کرد نه برنامه ریزی!

* با آغاز قرنطینه، بسیاری مغازه ها و واحدهای صنفی استفاده از ابزار اینترنتی و شبکه های اجتماعی برای ارائه ی خدمات را در دستور کار خود قرار دادند، این روش چگونه اینقدر گسترش یافت و پیش از این به این شکل مورد استفاده نبود!؟

طبیعتا وقتی تکنولوژی های نو یا هر تغییری وارد یک مجموعه می شود ممانعت و یا واکنش منفی برای ورود زیاد است مخصوصا اگر فرد دانشی نسبت به آن نداشته باشد  تنها راه بقا را مقابله با آن می داند، اما دانایی وآگاهی موجب احصاء مزایا و معایب آن می شود، سپس مزایای آن پررنگ و معایبش کاهش می یابد. ما به این بخش ممانعت در کشور رسیده بودیم که کرونا ایجاد احساس نیاز به تحول را در ما تقویت کرد و همین منجر به گسترش و فراگیری استفاده از فضای مجازی عامل حفظ بقا کسب و کارها  شد.

بنابراین احساس نیاز، گسترش استفاده از این فضا را به دنبال داشت و از آنجا که بشر نیازمند ارتباط است و این نیاز را نمی تواند نادیده بگیرد، محدودیت های  ایجادشده برای  ارتباط فیزیکی کسب و کار افراد  تحت تاثیر قرار  گرفت و سایر نیازهای او هم تحت شعاع، بر همین اساس به فناوری اطلاعات و ارتباطات توجه بیشتری شد. به عبارت بهتر این جبر بود که استفاده بیشتر از فاوا را در کسب و کارها تحمیل کرد نه برنامه ریزی!

* در بحث استفاده از فناوری اطلاعات مانند بسیاری از پدیده های نو در طول تاریخ نگرانی هایی وجود دارد، مثلا یکسری کسب و کارها کاملا از بین می رود، به طور مثال اختراع چرخ در روم باستان و یا هنگام اختراع چرخ نخریسی،   با مقاومت های جدی حتی از سوی حاکمیت ها مواجه بوده است. مخترع چرخ نخریسی  با مراجعه به ملکه انگلیس اختراعش را معرفی می کند، اما او را نمی پذیرند و بیکار شدن پیرزنانی  که با دست کلاه می دوزند را عامل مخالفت اعلام می کنند، در حالی که بعد از استفاده  از این اختراع  نگرانی ها  برطرف و کارگرهای زیادی  مشغول به کار می شوند و رفاه جوامع  به سطح بالاتری ارتقا پیدا می کند. این نگرانی  و مقاومت ها را چگونه می توان رفع کرد!؟ نقش دولت در حل این مشکل چیست!؟

ما به عنوان فعالین این بخش تلنگر لازم را زده ایم یا بهتر است بگویم خود تکنولوژی این تلنگر را زده است که من همراه با تغییرات ورود می کنم و لازم است بشر این تغییرات را پذیرفته با آن همراه و سازگار شده و به بهترین روش ممکن از آن استفاده کند.

نمی توان منکر این شد که  تغییرات خاص و فناوری های نوین همراه برای  بخش هایی مشکل ساز  می شود که شده است اما اگر بر مسائل مسلط باشید حل آن به سهل تر امکان پذیر است.

یک نمونه مهم آن تغییر مشاغل است که اشاره کردید پس با آموزش باید برای مواجهه با آن آماده شویم. این در حالیست که آموزش در ایران به صورت عملیاتی و کاربردی قابل قبول نیست. ما از سال ۹۰ بر پروسه  گوشی های هوشمند کار کردیم، در واقع ورود گوشی های هوشمند تمامی بخش های زندگی افراد و جامعه شامل، اقتصاد، اخلاق و تجارت را در بر گرفت و راهکار آن آماده سازی محیط با این فضاست.

*تجربه نشان داده، سیستم آموزشی ما (ابتدایی، متوسطه و عالی) همیشه عقب تر از نیاز بازار است، یعنی آموزش ها متناسب با شرایط بازار نیست، اینکه بگوییم دولت توان این کار را دارد اکنون با این شرایطی که وضعیت نفت دارد یک بخش است و بخش دیگر اینکه دولت ها اصلا نمی توانند چنین مدل های آموزشی همگام با شرایط بازار داشته باشند، برای این موضوع اولین کاری که باید بکنیم چیست!؟ دولت چکار باید بکند تا در این زمینه نه دخالت یا رقابت کند و نه اینکه وظیفه حاکمیتی در این بزنگاه تاریخی داشته باشد و در این فرصت، نقش خود را درست ایفا کند.

تقریبا از سال ۹۰ عرصه فضای مجازی شکل جدیدی به خود گرفت و حضور کاربران را جدی تر کرد با بررسی و تحقیقاتی که توسط بخش RQD انجام شد، طرحی را به نام نهضت سواد آموزی دیجیتال تهیه کردیم وبا افراد تأثیر گذار در  کشوررها جلسات زیادی گذاشتیم که بعد از ۴ سال مکتوبات و راهکارهایمان در صندوقچه ها در تنهایی خاک خورده وهنوز هم می خورد. در این طرح چگونگی وچرایی حضور در این فضا برای کلیه سطوح جامعه از بالاترین مقام ها مثلا رئیس جمهورتا عادی ترین (مثلا مادر بزرگ خانواده) آنها باید آموزش ببینند.

ما این طرح  را در دو جلد به صورت شیک و مدون در اختیار شورای عالی فضای مجازی قرار  دادیم و الان خاک می خورد، در صورتی که دستور رئیس شورای عالی فضای مجازی هم بر بررسی و اقدام روی این موضوع است.

این طرح نیازی به بودجه و تحمیل هزینه به دولت ندارد، فقط روندها باید تغییر کند و پروسه هایی که به مردم  ارائه می شود پروسه های درستی باشد، شما وقتی اینترنت و مودم به مردم می فروشید  اپراتور  موظف به ارائه ی آموزش است.   در تمامی دنیا هم به همین شکل است. به طور مثال مصرف کننده نمی داند از سرویس دهنده خدمات اینترنتی باید چه چیزی دریافت کند، سرویس دهنده هم از این جهل استفاده می کند و به طبع این اتفاق نمی افتد.

ما حتی اگر می خواستیم برای این موضوع از منابع کشور استفاده کنیم با توجه به اینکه این کار سرمایه گذاری است و هزینه کرد نیست، (آموزش همیشه سرمایه گذاری است) خواسته های مردم در مرحله ی آموزش باعث محیا شدن زیرساخت های لازم می شد و محیا شدن زیرساخت ها منجر به ارائه ی سرویس بهتر و سپس کسب درآمد از محل دریافت مالیات می شد و یا حتی هزینه ایجاد اشتغال را  برای دولت کم می کرد.

باید شکاف های آموزشی مان از نظر آموزشی و  جنسیتی  کاهش یابد. اما این اتفاق زمانی رخ می دهد که تکنولوژی به صورت هماهنگ در اختیار همه قرار گیرد، ما خیلی راحت می گوییم همه باید از فضای مجازی و سرویس های ارائه شده استفاده کنند. این همه یعنی کسی که در روستاست، مسیر کوهستانی، کسی که حتی تلفن هوشمند و ابزار حضور در فضای مجازی در اختیارش نیست.   باید به او یاد بدهیم.

نکته بعدی این است که  وقتی آموزش نمی دهیم و فضای یاد گیری را فراهم نمی کنیم توقع داشتن حضوری مثبت را باید کمرنگ تر ببینیم واینجاست که می شودگفت عدالت اجتماعی کجاست. (مثلا داستان کولبرها)

این ها نکات ریزی است که مورد غفلت قرار می گیرد و حتی گروهی که قبلا مدرسه هم می ساختند و چون فیزیکی بود و ساخت و ساز و ورود به این قضیه راحت تر بود، آن را هم از او می گیریم و از این امکان هم نمی تواند استفاده کند.

وقتی می گوییم عدالت آموزشی و رفتاری باید باز تعریف شود بر اساس آموزش های هوشمند است.

خیرین ما الان باید به فضای مجازی ورود کنند و بر اساس ابزاری که الان در و پنجره و آجر نیست، می توانند یک فضای تفریحی در کنار هوشمند سازی آموزش ایجاد کنند و جامعه به خصوص محرومان را به مسیر عدالت آموزشی نزدیک تر کنند

* با اوضاعی که قابل مشاهده است،   این موضوع مهم اساسا در اولویت و دغدغه های دولت نیست. کنشگران اجتماعی مثلا بخش خصوصی در حوزه آموزش های هوشمند چگونه می توانند فعال شوند؟

چیزی که به ذهن من می رسید باز تعریف  اولویت ها برای خیرین  است.   خیرین ما الان باید به فضای مجازی ورود کنند و بر اساس ابزاری که الان در و پنجره و آجر نیست، می توانند یک فضای تفریحی در کنار هوشمند سازی آموزش ایجاد کنند و جامعه به خصوص محرومان را به مسیر عدالت آموزشی نزدیک تر کنند. همچنین تشکل های موازی می توانند با تعریف ماموریت خاص و مشترک این موضوع را دنبال کنند؛ که  مسیر توسعه در عصر حاضر از  استفاده بهینه فضای مجازی می گذرد.

اگر ما نتوانیم تشکل های هم جنس را دور هم جمع کنیم و یک هم افزایی را پدید بیاوریم، بخش خصوصی  با سرعت تحولاتی که در جریان است بازنده اصلی خواهد بود

* اما این تشکل ها تا قبل از این در اقتصاد توزیعی بودند (اقتصاد توزیعی بیشتر سهم بازار را در داخل می گیرد) الان هم بازار بسیار بزرگ شده و هم پولی برای توزیع نیست که قرار باشد نگاه منبع تامین هزینه و بودجه از سمت دولت داشته باشیم، این دو عامل سبب می شود تشکل ها از کارآمدی لازم و راهکاری که کارآمدی تشکل ها بیشتر شود، بیفتند. در مقابل این موج جدیدی که اکنون به وجود آمده و لزوم تغییر و تحولی که در پیش است آیا می توان دل به  همدلی تشکل ها بست؟

تشکل ها یکی از قوی ترین رکن های بخش خصوصی و البته کشورها هستند یعنی وقتی می گوییم بخش خصوصی نباید به یک شرکت، مجموعه یا یک بنگاه نگاه کرد. آن بنگاه یا شرکت قطعا به تنهایی آن کارایی لازم را ندارد اما وقتی همان مجموعه در زیر لوای یک تشکل قرار می گیرد و یک صنف را پوشش می دهد قطعا می تواند حضور پررنگی در عرصه های مختلف برای خود متصور شود و این نقش را یدک بکشد اما وقتی اسم تشکل می آوریم هر تشکلی قابل اعتنا نیست چون معمولا تشکل ها وقتی منافع شخصی برایشان مهم باشد، نمی توانند آن قدرت لازم را برای ورود به  موقع به مسائل را داشته باشند.  شما آداب تشکل دارید و آداب حضور در تشکل بسیار متفاوت با بنگاه داری است. من چندی پیش با معاونت تشکل های اتاق یک جلسه داشتم و ایشان خیلی زیبا به یک نکته ی مغفول اشاره کردند که وقتی افرادی برای حضور در  تشکل ها می آیند باید آموزش دیده باشند و تصورشان از اداره کردن یک تشکل مشابه اداره کردن یک شرکت نباشد. اگر تشکل ها را شخص محور نکنیم، سیستماتیک و با دانش جلو ببریم خیلی از مسائل حل می شود.

نکته دیگر این که تشکل های موازی بسیاری داریم که بعضا برای اینکه اعلام کنند ما وجود داریم، شروع به خلاف رویه رأی و نظر دادن و نامه نگاری می کنند.  ما باید سعی کنیم در این دوران سخت تشکل ها را دور هم جمع کنیم و از توان و ظرفیت آن ها به نفع صنف و  منافع ملی استفاده کنیم. گاهی صنف برای منافع ملی و شخص برای صنف، کوتاه بیاید.  اگر ما نتوانیم تشکل های هم جنس را دور هم جمع کنیم و یک هم افزایی را پدید بیاوریم، بخش خصوصی  با سرعت تحولاتی که در جریان است بازنده اصلی خواهد بود.

*این اتفاق چرا نمی افتد!؟

منیت!

اگر خیلی از انحصار ها در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات  و در حوزه مخابرات از بین برود. قطعا چهره شهر در حوزه مخابرات زیبا تر خواهد شد و با کشیدن فیبر نوری بر زمین و هماهنگی بین دولت و شهرداری ها هم کشیدن فیبر نوری سرعت می یابد و بسیاری از مشکلات سلامتی افراد تحت الشعاع قرار می گیرد و هزینه ها کاهش می یابد

*در این شرایط فرض کنید یک صدای واحد ایجاد شده، مهمترین اولویت هایی که در این بزنگاه تاریخی می توان مطرح کرد و خواسته هایی که دولت می تواند به آن تمکین کند چیست!؟

یکی از مسائلی که ما با قدرت و هم افزایی تشکل ها به آن برسیم این است که امتیاز بی دلیل به دولت ندهیم، معمولا دولت ها کار چندانی برای بخش خصوصی نمی کنند. بیمه و دولت شریک سود بخش خصوصی است (مالیات، سودهای نامعقول بانکی، قوانین و تصمیم گیری های لحظه ای) فشاری است که از سوی دولت به عنوان شریک به بخش خصوصی وارد می کند.

چیزی که صنف می تواند روی آن پافشاری کند اصلاح زیرساخت های حوزه فناوری اطلاعات است که به این منظور در درجه اول به یک اینترنت قابل اطمینان احتیاج داریم شامل اینترنتی با قطعی کم، سرعت بالا و  تکنولوژی های روز در اختیار افراد قرار گیرد. شما اگر به چهره شهر دقت کنید پر از دکل های ناموزون، ناهماهنگ و نازیبا است.

اگر خیلی از انحصار ها در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات  و در حوزه مخابرات از بین برود. قطعا چهره شهر در حوزه مخابرات زیبا تر خواهد شد و با کشیدن فیبر نوری بر زمین و هماهنگی بین دولت و شهرداری ها هم کشیدن فیبر نوری سرعت می یابد و بسیاری از مشکلات سلامتی افراد تحت الشعاع قرار می گیرد و هزینه ها کاهش می یابد.

(بیشتر هزینه ها به دلیل اینکه شهرداری هزینه اش بالاست و کسی که فیبر را می کشد بیشتر باید به شهرداری پول بدهد که اگر با هم به توافق برسند. این برای زیباسازی شهر بسیار موثر است این روند سرعت می یابد و شما فیبر را می توانید به همه ی ساختمان ها به موقع برسانید.)

شما نگاه کنید راحت می گوییم این شبکه اجتماعی را ببندیم آن یکی را فیلتر کنیم اما اگر هوشمندانه عمل کنیم مقام های اصلی کشور به این فضا ورود نمی کنند. واقعا قسمت اعظم فضای مجازی فنی است و به صورت فنی می توانیم بسیاری از مشکلات و خواسته های اجتماعی را حل کنیم و خیلی از آن مشکلات فرهنگی است. این دو مقوله ی فنی و فرهنگی جلوی خیلی از مسائل را می گیرد که آزار و آسیب شبکه های اجتماعی کاهش یابد. در حالی که از نظر فنی شما کاملا می توانید فیلترینگ هوشمند راه بیندازید.

سرعت تغییر در تکنولوژی بسیار زیاد است و ممکن است در تکنولوژی اتفاقاتی بیفتد که فیلترینگ هوشمند هم پاسخگوی شما نباشد و باید زودتر فرهنگ سازی به عنوان رکن اساسی برای حضور در فضای مجازی  از مسیر آموزش ایجاد شود

* به نکته مهمی اشاره کردید،  اکنون بسیاری فرزندان ما در مقاطع  مختلف ناگزیر به استفاده از تلگرام هستند در حالی که از پروکسی استفاده می کنند و این پروکسی ها نه تنها دسترسی  به سایت های مستهجن را ممکن می کنند  بلکه برخی از تبلیغات پروکسی ها هم  مربوط به همین کانال ها است آیا فیلترینگ هوشمند کارساز است!؟

به غیراز مسایل آموزشی که در سال تحصیلی جاری  از مسیر فضای مجازی دنبال می شود، الان بسیاری از کسب و کارهای ما سوار بر اینستاگرام و تلگرام است وقتی از فیلتر تلگرام و اینستاگرام سخن می گویید من از وی پی ان استفاده می کنم و بسیار راحت هم در اختیار من قرار می گیرد. آن وقت  جوانان و بچه های ما به جاهایی در فضای مجازی سرک می کشند که نباید بروند! من باز هم می گویم سرعت تغییر در تکنولوژی بسیار زیاد است و ممکن است در تکنولوژی اتفاقاتی بیفتد که فیلترینگ هوشمند هم پاسخگوی شما نباشد و باید زودتر فرهنگ سازی به عنوان رکن اساسی برای حضور در فضای مجازی  از مسیر آموزش ایجاد شود.

می گویند فضای مجازی لجام گسیخته و بی در و پیکر است. اگر شما توانستید فرهنگ سازی کنید، یعنی شخصیت آن فرد را پروراندید و قطعا این فرد در فضای مجازی هم به صورت درست حضور می یابد. مگر دزدی که  از در و دیوار بالا می رود  و یا بزهکار و خلافکار در فضای حقیقی نیست؟ در فضای مجازی هم چنین افرادی وجود دارند، چیزی که در فضای مجازی بسیار است تریبون است. شما در حالت عادی تریبون برای سخنوری ندارید اما در فضای مجازی تریبون وجود دارد. چرا باید این تریبون ها و فضارا به راحتی در اختیار خلافکاران و سوء استفاده گران قرار بدهیم آن هم به  این دلیل که می خواهیم در حوزه مخابرات و اینترنت و زیر ساخت  انحصار داشته باشیم؟   باید از مشاوره های تخصصی  استفاده کنیم وگرنه فضای مجازی را یا از دست می دهیم یا تاخیر دراستفاده از مزایای ان از ترس معایبش  ضررهای جبران ناپذیری را به ما تحمیل خواهد کرد.