چرا قیمت دلار سلیمانیه و دبی مهم است؟

اخبار داخلی 05 مرداد 1399 49 بازدید

ارز حاصل از فروش نفت، توسط بانک مرکزی در بازار عرضه می شود.این حجم از ارز، بخش قابل توجهی از ارز صادراتی کشور است. به دیگر بیان حدود 50 درصد صادرات و تامین ارز کشور در سال 98 مربوط به صادرات نفت بوده است.

به گزارش روابط عمومی اتاق مشترک بازرگانی ایران و امارات؛ باید در نظر داشت که سهم 50 درصدی صادرات نفت در سال 98 در شرایط تحریم فروش نفت رقم خورده و سهم صادرات نفتی در سال 96 نزدیک به 70 درصد بوده است. با توجه به سهم بزرگ صادرات نفتی و نقش پررنگ درآمد ارزی حاصل از آن در عرضه ارز، بانک مرکزی علاوه بر نقش تنظیم‌گری بازار ارز؛ نقش فروشنده عمده ارز را نیز بر عهده دارد

بانک مرکزی ایران با وجودی که پرقدرت ترین بازیگر بازار ارز است؛ اما به تنهایی نمی تواند قیمت ارز را تعیین و تثبیت کند. در برهه های تاریخی متعدد بانک مرکزی به رغم تمایل سیاست مداران از تحمیل یک قیمت خاص به بازار ناکام بوده است. بخش مهمی از ارز مورد نیاز کشور توسط دیگر صادرکنندگان تامین می شود و سیاست گذاری بانک مرکزی در بازار ارز باید به گونه ای باشد که بتواند در تکمیل نقش دیگر صادرکنندگان در بازار ارز، ثبات را در این بازار حاکم کند.

تا پیش از دهه 90 شیوه غالب کارسازی ارزی در ایران، کارسازی بانکی بود. در این چارچوب واردکنندگان ارز خود را از بانک می خریدند و صادرکنندگان نیز ارز خود را به بانک می فروختند. بانک مرکزی نیز به مثابه بزرگترین عرضه کننده ارز کشور، به بانک ها ارز می فروخت. باید توجه داشت که در اینجا منظور از خرید و فروش ارز، مبادله اسکناس نیست؛ بلکه مبادله حواله های ارزی است.با توجه به اینکه بانک ها و بانک مرکزی مانع جدی برای جابجایی پول در شبکه مالی دنیا نداشتند؛ عملا قیمت ارز در بازار بین بانکی ارز تعیین می شود؛ بدین معنا بانک ها و بانک مرکزی به پشتوانه امکان جابجایی پول در شبکه مالی دنیا، در تهران بر سر قیمت ارز چانه زنی و توافق می کردند و این قیمت عملا نرخ حاکم بر بازار ارز بود.

پس از تحریم ها بانک های کشور امکان حضور گسترده در شبکه مالی دنیا را ندارند.در نتیجه عملا کارایی کارسازی بانکی مختل شده و بازار ارزی بین بانکی بی معنی می شود. در این شرایط تبادلات مالی کشور به سمت شبکه کارسازی صرافی رفت. مستقل از تمام معایب مترتب بر این شیوه کارسازی (هزینه ی بیشتر انتقال پول، ریسک برگشت خوردن حواله، عدم امکان کار کردن با شرکت های بزرگ و معتبر جهانی، محروم شدن واردکننده از دریافت اعتبار اسنادی و...) هزینه ی حضور بانک مرکزی در این شیوه بسیار بیشتر است. در کارسازی بانکی، بانک مرکزی با چند بانک مشخص مبادله می کرد؛ اما در شرایط فعلی صدها صرافی مجاز و غیرمجاز کارسازی ارزی را انجام می دهند و بانک مرکزی امکان مبادله با همه آن ها را ندارد. از دیگر رو رمز موفقیت بسیاری از این صرافی ها در شرایط تحریم، عدم شفافیت عملکرد بوده که همین امر امکان رصد آن ها توسط بانک مرکزی را دچار مشکل می کند. حال بانک مرکزی در شرایط تحریمی چگونه می تواند ارز حاصل از فروش نفت را بفروشد؟

با وجودی که تبادلات شبکه صرافی در سراسر دنیا پراکنده است؛ اما بخش قابل توجهی از مبادلات آن ها در بازار ارز برخی شهرهای خارج از ایران متمرکز است. این شهرها از قدیم به واسطه تجار و صرافان ایرانی، محل تبادل ریال با دیگر اسعار خارجی بوده اند. تا قبل از شرایط تحریم حجم مبادلات آن ها کم بود و از قیمت تعیین شده در بازار بین بانکی متاثر بودند؛ اما در شرایط تحریم و فروپاشی بازار بین بانکی ارز و افزایش حجم مبادلات در این بازارهای محلی، آن ها خود به راهبر قیمت ارز تبدیل شدند. دبی، سلیمانیه، استانبول و هرات از جمله این بازارهای خارجی هستند. تجار و صرافان در خلا شبکه کارسازی بانکی، در این بازارها ارز مورد نیاز خود را تهیه می کنند. پس از تحریم ها، بانک مرکزی نیز ارز خود را در این بازارها به فروش می رساند و عملا با کنترل قیمت ارز در این چند بازار نقش خود به مثابه فروشنده و تنظیم گر بازار ایفا می کند.

حالا بهتر می توان درک کرد که چرا قیمت ارز دبی و... برای ما مهم است؛ زیرا تراکم حجم حواله های صرافان و تجار ایرانی در این شهرها بالاست و قیمت حواله ی این شهرها، وزن زیادی در بازار حواله دارد. در نتیجه قیمت ارز در این شهرها به مولفه تعیین کننده قیمت اسکناس در تهران بدل می شود(می دانیم که قیمت اسکناس در تهران در بسیاری از مواقع انعکاسی از قیمت بازار حواله است). در نتیجه فروش ارز توسط بانک مرکزی (به واسطه ی شعب و صرافی چند بانک دولتی) در این بازارهای خارجی، امری طبیعی است؛ زیرا مسیر بهتری برای تاثیرگذاری بر قیمت ارز و نوسان های آن در شرایط تحریم در اختیار بانک مرکزی نیست.