میزگرد تحولات اقتصادی منطقه و جهان(بخش اول)/فرزانگان: مقابل صف بندی­های جدید در منطقه دیپلماسی قوی لازم است/ سه فرصتی که در دهه گذشته ایران از دست داد

اخبار داخلی 14 دی 1399 275 بازدید

دکتر فرشید فرزانگان رییس اتاق ایران و امارات و دکتر پیمان مولوی، دبيرکل و عضو هيات اجرايي انجمن اقتصاددانان ایران در وبنیاری به موضوع دوران گذر اقتصاد جهان از شرق به غرب و به نقش خاورمیانه و ایران در این دوران گذر پرداخته ­اند.

در این وبینار با نگاهی به وضعیت خاورمیانه و حوادث  اثرگذار در سال 2020  بر لزوم دیپلماسی برد – برد در روابط منطقه ­ای و الگوبرداری از استراتژی چین و کشورهای موفق آسیایی در تعامل با کشورها سخن به میان آمده است. بخش نخست این وبینار را در زیر مرور می­ کنیم.

سؤال: چه لزومی بر بررسی شرایط و تحولات اقتصادی منطقه و جهان وجود دارد و حوادث اثر گذار در  سالی که گذشت چه بودند؟

فرزانگان: ما نمی­توانیم بدون داشتن یک رویکرد کلان و بدون ملاحظه و دقت به جهان پیرامون و فعالیت­های دیگران، فقط بر اساس رویکرد و جهان­ بینی خودمان جلو برویم. تمام کشورهای موفق جوامعی بودند که خوب یاد گرفتند و از کشورهای موفق و مستقل آموختند و به مرور توانستند شرایط را برای کشور خودشان به سمت مثبتی سوق دهند.

تمام بحث­های مطرح شده بر اساس این رویکرد است که ما بتوانیم بهتر طی یک سند ملی به سمت جلو برویم، بدون بحث جدید امکان انجام این کار وجود ندارد، هدف از این گفت وگو این است که حرف­های جدید بشنویم و از این چرخه تکرار مکررات که احساس می­کنم اقتصاد ایران در آن گرفتارشده، خارج شویم و بحث ما تجارت غرب به شرق است، اولین اقدام رسمی کمیسیون اقتصاد و سرمایه­گذاری ایران و اتاق مشترک امارات را داریم و خوشحال هستیم که کار رسمی این کمیسیون آغاز شد.

نکته­ای که وجود دارد این است که ما سعی می­کنیم که از منظر اقتصادی تحولات منطقه و جهان را پیگیری نماییم و تحولات جاری خاورمیانه را با یک رویکرد آینده نگرانه بررسی خواهیم کرد و اینکه آیا همان برنامه­هایی که از قبل داشتیم تکرار خواهد شد؟ امیدوارم که این بحث­ها برای افراد علاقه­ مند تاثیرگذار باشد.

تحولات جاری خاورمیانه به شدت درگیر رقبای منطقه ­ای است که به نظر من عربستان، امارات، ترکیه و کشورمان و از نظر اقتصادی امارات مدتی است به این عرصه اضافه شده و حرکت می­کند که بر ما واجب است این رویکردهای کشورهای حوزه خلیج فارس را شناسایی و بررسی کنیم و زیر ذره بین خود قرار دهیم

صف بندی جدید و لزوم دیپلماسی قوی

تحولات جاری خاورمیانه به شدت درگیر رقبای منطقه­ای است که به نظر من عربستان، امارات، ترکیه و کشورمان و از نظر اقتصادی امارات به این عرصه اضافه شده و حرکت می­کند که بر ما واجب است این رویکردهایی که کشورهای حوزه خلیج فارس دارند را شناسایی و بررسی کنیم و زیر ذره ­بین خود قرار دهیم.

در سالی که گذشت کشورهای منطقه شاهد شیوع کرونا، وقوع انفجار در لبنان در چهارم اوت و صلحی به نام صلح ابراهیم در 13 اوت بود که بعد از آن هم بلافاصله در واشنگتن پیمان صلح نهایی شد و این حوادث به نوعی صف­بندی جدیدی در آرایش منطقه ایجاد می­کند. اما این تمام ماجرا نبود، همچنین اقتصاد این کشورها با  کاهش درآمد نفتی مواجه شدند (در بین کشورها مقدار کاهش کمابیش متفاوت است) و همزمان با این کاهش درآمدهای نفتی به افزایش هزینه­های سرانه سلامت و افزایش هزینه ­های آموزش به اضافه رویکردهایی که در منطقه اتفاق افتاده توجه شود که ما در چه موقعیتی ایستاده ­ایم.

ما معمولاً همه چیز را یا سیاه و سفید می بینیم اما باید توجه کنیم جوامع مختلف از گوناگونی برخوردارند و در درون هر کشور هم جامعه یکسان نیستند. ما باید این تنوع در جوامع بویژه جوامع عربی را بشناسیم و بدانیم که هر کدام چه رویکردی دارند و اینجا نقش دیپلماسی اهمیت پیدا می­کند.

ما باید با اتخاذ دیپلماسی صحیح، رویکردهای متفاوتی هم اتخاذ کنیم و فکر نکنیم که امیدی نیست و نباید به صورت منفعلانه برخورد کرد.

اتفاقات اخیر در تاثیر فضای اقتصاد بر سیاست است یعنی به نوعی با فشاری که نسبت به همه کشورها در گذشته می آید این ها مطیع تر می شوند و در منظر و نگاهشان رویکرد و استراتژی اقتصادی را در اولویت می گذارند

اتفاقات اخیر در منطقه متاثر از الویت فضای اقتصاد بر اتمسفر سیاسی است یعنی به نوعی با محدودیت­هایی که به طور نسبی به همه کشورها، بدلایل افزایش هزینه­ های سرانه و کاهش درآمدهای عمومی وارد شده، در حوزه سیاست منفعل­ تر و در منظر و نگاهشان رویکرد و استراتژی اقتصادی را در اولویت می ­گذارند، البته شاید بعضی از این کشورها هم رویکردهای جاه­ طلبانه و بلند پروازانه ­ای داشته باشند که این موارد را نیز با هزینه­ هایی که سر به فلک می­ کشد ن می ­توانند پیاده کنند، مگر اینکه در عرصه اقتصاد و تعامل با همه، اهداف خود را دنبال نمایند.

جمهوری اسلامی ایران هم کشوری راهبردی در منطقه است و ثبات منطقه، آسایش و آرامش تمام کشورهای حوزه خلیج فارس به آسایش و امنیت ایران وابسته است و بقیه کشورها نمی­توانند از نظر ژئوپلتیک، ظرفیت ایران را در ایجاد ثبات در منطقه نادیده بگیرند.

به اعتقاد من وسعت سرزمین عربستان نسبت به کشورهای دیگر حاشیه خلیج فارس بیشتر است و چون بقیه کشورهای حاشیه خلیج ­فارس چنین وسعتی ندارند نمیتوانند ناآرامی را تحمل کنند. ما با استفاده از این رویکرد که همه به آرامش احتیاج داریم و تمام پیشرفت­هایی که اتفاق افتاده و خواهد افتاد به امنیت احتیاج دارد و اینکه این جوامع دچار اختلاف نظرهای متعددی هستند، باید بدانیم که تنها و بهترین راه حل اختلافات منطقه ­ای دیپلماسی خوب و نگاه برد – برد است.

توان و قدرت ایران در منطقه کشورهای حوزه خلیج فارس، آسایش و آرامش ­دهنده این حوزه است که باید به آن توجه نماییم.

سه فرصتی که از دست دادیم

پیمان مولوی: نکاتی که شما می­گویید را من هم قبول دارم، ایران یک کشور بزرگ است هم به لحاظ وسعت و هم به لحاظ فرهنگ و هم در طول تاریخ و هم به لحاظ اقتصاد، اما آنچه که در ایران مایه نگرانی است من اسمش را «دهه از دست رفته اقتصاد ایران» می­گذارم، به این دلیل که ما در این 10 تا 15 سال فرصت­ های مهمی را از دست دادیم، بر خلاف اینکه خیلی­ ها به منابع زیرزمینی اعتقاد دارند، داشته و سرمایه اصلی ایران در این سال­ها یک چیز بیشتر نبوده و آن هم پنجره جمعیتی ایران بوده است. همه ما که متولد دهه شصت هستیم یک فرصت بی­بدیل برای هرکشوری بودیم، یک جمعیت تحصیل کرده، آماده برای رشد و توسعه بودیم.

دوم این که ما در این دهه یا 15 سال، یک فرصت درآمدی نفتی بسیار بزرگ داشتیم، 800 میلیارد دلار درآمد بسیار زیادی است.

برای درک بزرگی این عدد بد نیست بدانید که بزرگترین پروژه گازی قطر با 5.8 میلیارد دلار به اتمام رسیده و بندر بوسان کره جنوبی 1.4 میلیارد دلار، بندر سوهار عمان با آن عظمت 20 میلیارد دلار هزینه شد. این به معنای انجام نشدن پروژه نیست، این یعنی این عدد در اقتصاد چقدر عدد بزرگی بود و می ­شد از آن استفاده کرد، که ما این فرصت را از دست دادیم، ما یک فرصت دیگر را هم از دست دادیم که خیلی ناراحت­ کننده است و آن فرصت ترانزیتی و ترابری و لجستیک منطقه ­ای ایران است، ما آن را هم ایجاد نکردیم، ایران به دلیل شرایطش در جایی قرار گرفته که مثل کمربند شرق و غرب و شمال و جنوب است، ایران این فرصت ترانزیتی را هم از دست داد.

تولید ناخالص ترکیه دو برابر شده، تولید ناخالص عربستان سعودی 1.6 برابر شده، امارات متحده کشوری که فاصله ­اش به لحاظ تولید ناخالص با ایران خیلی زیاد بود، تقریبا با همین اتفاقات، نفس به نفس اقتصاد ایران شده و از 380 میلیارد دلار GDP عبور کرد و ما در 1404 به جای اینکه به نقطه­ ای برسیم که کشور اول منطقه باشیم به لحاظ تولید ناخالص، به کشور چهارم می ­رسیم

سؤال : چرا اسمش را گذاشته ­اید دهه از دست رفته؟

پیمان مولوی: برای اینکه دقیقا در همین برهه تولید ناخالص ترکیه دو برابر شده، تولید ناخالص عربستان سعودی 1.6 برابر شده، امارات متحده کشوری که فاصله­اش به لحاظ تولید ناخالص با ایران خیلی زیاد بود، تقریبا با همین اتفاقات، نفس به نفس اقتصاد ایران شده و ازGDP  عبور کرده است 380 میلیارد دلار می­رسد و ما در 1404 به جای اینکه به نقطه ­ای برسیم که کشور اول منطقه باشیم به لحاظ تولید ناخالص، به کشور چهارم یا حتی کمتر می­رسیم. به علاوه اتفاقی جدیدی نیز در دنیا در حال وقوع است. در سال 1970 نقطه ثقل جهان وسط اقیانوس آرام بود، یعنی رشد اقتصادی جهان ایالات متحده در کنار اروپا بود، جنگ جهانی و هر دو این­ها با هم رشد اقتصادی و تولید ناخالص داخلی جهانی را طلایه ­دار بودند. بعد که اروپا اضافه شد نقطه ثقل جهان آرام آرام به سمت شرق حرکت کرد. یک زمانی در اروپا و روی ترکیه بود و اکنون جهان در حال تغییر در رتبه کشورهای آسیایی و ظهور ایشان به بالاترین موقعیت اقتصادی جهان است که نظم نوینی را در جهان رقم خواهد زد.

فرزانگان: در تکمیل  سخنان دکتر مولوی لازم است اضافه کنم که تولید ناخالص داخلی عربستان و ترکیه حدودا 800 میلیارد دلاراست، امارات 420 میلیارد دلار است که در سال 2020 حدود 20 میلیارد دلار افت خواهد کرد و به 400 میلیارددلار کاهش می­یابد و در ایران نیز 370 میلیارد دلار برآورد می ­شود.

فاصله ها خیلی زیاد است و در حال حاضر که سرانه صادرات را حساب می ­کنیم، ایران یک پنجم سرانه صادرات ترکیه و عربستان را دارد و این عدد جای تاسف دارد.

فرزانگان : اگر می­خواهیم موفق شویم مسیر موفقیت ما هم به همان مؤلفه­ هایی مربوط خواهد شد که چین در حوزه بین ­الملل و اقتصاد جهانی اتخاذ کرده است. ما می­ توانیم این مؤلفه ­ها را استخراج کنیم و حداقل در یک سند چشم­ انداز تدوین و آن را عملیاتی کنیم

سئوال : آقای فرزانگان، شما هم براین باور هستید که توسعه از غرب به سمت شرق در حرکت است؟ اقتصاد دنیا به چه سمتی حرکت می­کند؟

فرزانگان: ایالات متحده آمریکا از سال 2007 که دچار بحران مالی شد در واقع فدرال رزرو شروع به شارژ مالی کرد و تزریق دلار را افزایش داد که از 2007 تا 2019، پایه پولی 4 برابر، نقدینگی 3 برابر و ذخایر بانک­ها 19 برابر شدند. در همین فضایی که نقدینگی در حال رشد و بیکاری به حداقل رسیده بود، ارزش سهام ها به دلیل تزریق پول و نقدینگی افزایش می ­یافت.

همه چیز به نظر تحت کنترل می­ آمد و حجم نقدینگی بسیار زیاد بود، بازار سهام جذاب بود، نرخ بیکاری پایین بود در این حالت بحران کرونا ظاهر شد، شاخص­ ها به هم ریخت، کسب و کارها معلق شدند، بیکاری دوباره به وجود آمد و آمریکا دوباره 3 هزارمیلیارد دلار پول تزریق کرد.

در واقع باید منتظر بود که بالاخره در یک زمانی اقتصاد آمریکا دچار تحلیل گردد، با توجه به اینکه همه می ­دانند سهام در آمریکا به شکل تصنعی بالا می­رود یعنی با پول­ پاشی، رونق آن را نگه داشته­اند و اوراق قرضه هم به دلیل نرخ بازده و سرکوب شدید نرخ بهره به سطوح پایینی آمده خیلی جذاب نیست و در ازای این، توجه اقتصاد به فلزات رنگین بیشتر خواهد شد.

در آن سو حالا چین در همه عرصه­ های فعالیتش موفق عمل کرده، به خصوص در جریان کنترل کرونا و نگاهش به فلزات رنگین. به نظر من دولت چین بسیار قوی در حال پیشرفت است.

به علاوه بزرگترین شریک تجاری عمده کشورهای خاورمیانه الان چین است و با همه آن­ها توافق­نامه و موافقت نامه­ های بلند مدت دارد و هیچ اشتیاقی هم ندارد که خود را درگیر بازی­ های سیاسی کند و خیلی اصولی به نقش اقتصادی و تجاری خود عمل می­کند. روابط چین از سال 2013 که جاده ابریشم در خاورمیانه شکل گرفت و از سال 2015 که نیمی از تولید نفت خاورمیانه توسط چین جذب می ­شود توسعه یافت، اکثر کشورهای حوزه خلیج فارس بیشترین میزان کالا را از چین وارد می نمایند.

چین هیچ محدودیتی ندارد و با همه کشورها تعامل می­کند و صلح توسعه را به جای صلح دموکراتیک شعار خود در منطقه قرار داده و هیچ اشتیاقی هم ندارد که خود را درگیر بازی­ های سیاسی کند و خیلی اصولی به نقش اقتصادی و تجاری خود عمل می­کند

یعنی چین تمام نگاه تامین انرژی فسیلی مورد نیاز خود را از خارج به سمت خاورمیانه معطوف کرده و به سمت فلزات رنگین نیز روی آورده و در استراتژی­های سیاسی ­اش نیز تعامل با همه کشورها، حتی کشورهایی که با هم تضاد منافع دارند را در دستور کار قرار دارد.

هیچ محدودیتی ندارد و با همه کشورها تعامل می­ کند و صلح توسعه را به جای صلح دموکراتیک شعار خود در منطقه قرار داده است و نقش اساسی در حوزه سیاسی منطقه را بر عهده آمریکا قرارداده، آمریکا مداخله می­کند و تمام هزینه­ هایش را هم  می­پردازد ولی در ازایش چین از بهره ­برداری­های اقتصادی ­اش، استفاده می­ کند، هیچ حضور نظامی خاصی نداشته وتنها حضور نظامی آن به صورت محدود یکی در جیبوتی و خلیح عدن تحرکاتی داشته و دیگری در بندر پاکستان امنیت گوآدر را تامین  می کند، اما حداقل هزینه در مقابل آمریکا و نقشی که در منطقه یافته و رویکرد پر هزینه ای که در منطقه اتخاذ کرده است.

به نظرم با توجه به اینکه چین تصمیم خود را مبنی بر تبدیل به برترین قدرت اقتصادی جهان تا سال 2035 گرفته، با عرضه پول دیجیتال الکترونیک، نقش محوریت اقتصادی خود را توسعه می­ دهد. البته پیش ­بینی­ ها نشان می­دهد که تغییر توازن چین در مقابل آمریکا سریع­تر از انتظار در دهه میلادی پیش رو حادث خواهد شد، باید منتظر تغییر و تحولاتی باشیم.

چین اولین کاری که کرد نبض اقتصادی منطقه را دردست گرفت، یعنی به شدت با اروپا رقابت کرد و اروپا را بعنوان شریک اول تا سوم  اقتصادی کشورهای خاورمیانه خارج کرد و بر مبنای توافقات دو طرفه و منطقی اکنون اولین شریک تجاری کشورهای منطقه اهم از امارات، عمان، قطر، کویت و چین است. مثلا در امارات، آمریکا در سال 2020 پنجمین شریک تجاری بوده در حالی که چین شریک اول بوده است.

بنابراین می­ خواهم این رویکرد را بگویم که بسیار با منظر دقیق و بر اساس توسعه اقتصادی جلو می­رود و لذا اگر می خواهیم  موفق شویم مسیر موفقیت ما هم به همان مؤلفه هایی مربوط خواهد شد که کشورهای آسیایی بویژه آسیای شرقی در حوزه بین ­الملل و اقتصاد جهانی اتخاد کرده است. ما می­ توانیم این مؤلفه ها را استخراج کنیم و حداقل در یک سند چشم انداز تدوین و آن را عملیاتی نماییم.
ادامه دارد...