گفت وگو با رییس اتاق بازرگانی مشترك ایران و امارات كوچ شركت‌های ایرانی از دبی به ع

مقالات 06 اسفند 1391 13 بازدید

اشاره: همان‌گونه كه می‌گویند انسان در سفر یا در سختی و دشواری دوستان واقعی خود را می‌شناسد، كشورها نیز در دوران‌های خاص سیاسی و اقتصادی دوستان و بویژه همسایگان خود را بهتر می‌شناسند. پس از برقراری تحریم‌های غرب علیه ایران، واكنش كشورهای مختلف بویژه همسایگان ایران ـ به همراهی با ایران برای كم‌كردن تبعات تحریم‌ها ـ بویژه تبعاتی كه روی شهروندان تاثیر می‌گذارد ـ مختلف و متفاوت بوده است.

در این میان، رفتار امارات و بندر دبی آن كه میزبان شمار زیادی از فعالان و تجار ایرانی و همچنین محل سرمایه‌گذاری‌های هنگفت ایرانیان است، بیش از سایر همسایگان قابل بررسی است. چرا كه در ماه‌های اخیر صداهای مختلفی از ابراز نارضایتی از آزارهای گوناگون فعالان اقتصادی به مقیم امارات به گوش رسیده كه بظاهر در سال گذشته میلادی بیشتر نیز شده است.

اینچنین است كه مسعود دانشمند رییس اتاق بازرگانی مشترك ایران و امارات ـ كه عضو هیات رییسه اتاق بازرگانی بین‌المللی نیز است ـ از آغاز هجرت و خروج سرمایه‌گذاران ایرانی مقیم امارات به مقصد سایر كشورهای جنوب خلیج فارس بویژه عمان و قطر خبر می‌دهد.

وی با ترسیم شرایط ویژه‌ای كه امارات پس از برقراری تحریم‌ها برای تجار ایرانی به وجود آورده، تصریح می‌كند بارها به طرف‌های اقتصادی خود در دبی تذكر داده كه ایران و امارات همسایه‌اند و تحریم‌ها نیز همیشگی نیست، همان‌گونه كه انگلیسی‌ها و پرتغالی‌ها رفته‌اند، ناوهای آمریكایی نیز خواهند رفت و سرانجام باز هم ایران و امارات باقی خواهند ماند.

دانشمند اذعان می‌كند دبی بر درستی این نكات واقف است، اما مركز سیاسی امارات در ابوظبی تحت فشارهای آمریكا چنین شرایطی را دامن می‌زند. این گفت‌وگو نكات تازه‌ای را از این روزهای ایرانیان مقیم دبی و مشكلاتشان به دست می‌دهد.

بدیهی است با بروز تحریم‌ها، روابط اقتصادی ایران و امارات نیز دچار تغییراتی شده است. ارزیابی شما از شرایط كنونی این روابط چیست؟

كشور امارات اصولا جایی نیست كه ما به عنوان شریك تجاری خود از جنبه تولید و صادرات به آن نگاه كنیم. امارات برای ما پایگاه تجارت مجدد است. یعنی یك واسطه است كه كالاهای وارداتی ما آنجا تخلیه می‌شود و به كشور می‌آید و كالاهای صادراتی ما نیز از آنجا به دست مشتریان می‌رسد. اما در بخش تولید، اصولا امارات یك كشور تولیدی نیست. اكنون دقیقا به خاطر همین واسطه تجاری‌بودن امارات است كه با بروز تحریم‌ها روابط اقتصادی دو طرف متفاوت شده است. متفاوت از یك جهت این كه با بروز تحریم‌ها و قطع ارتباط سیستم بانكی ایران با سیستم بانكی بین‌المللی، تجار ایرانی از فضای بانكی امارات برای انجام اموراتشان استفاده می‌كنند.

به علاوه، حجم بسیاری از كالاهای وارداتی ایران از طریق امارات خریداری می‌شود. با این حال، فشار تحریم‌ها باعث شده است حجم روابط تجاری دو كشور در سال 2012 نسبت به 2011 حدود 30 درصد كاهش یافته و این حجم به سمت هند و چین سوق یابد.حالا چرا چین؟ به این دلیل كه قبلا امارات واسطه خرید كالاهای چینی توسط ایران بود و آمار این تجارت در امارات ثبت می‌شد، اما الان به خاطر تحریم‌ها، معاملات ایران مستقیما با چینی‌ها انجام می‌شود و نقش امارات در این میان كاهش یافته است.جهت بعدی، متفاوت‌شدن روابط اقتصادی ایران و امارات تحت تاثیر تحریم‌ها به تاثیر تحریم بنادر ایران برمی‌گردد.

بعد از این تحریم ، ایران بیشتر از فضای بندری امارات استفاده می‌كند. ما در سال، حدود دو میلیون كانتینر 20 فوت كالای وارداتی داریم كه حدود 1.5میلیون كانتینر آن از امارات وارد ایران می‌شود. به این ترتیب، بنادر امارات تحت تاثیر تحریم‌ها افزایش عملیات كانتینری پیدا كرده‌اند. چرا كه مثلا كشتی‌های بزرگ به بنادر ایران نمی‌آیند، بلكه بار مربوط به ایران را در امارات تخلیه می‌كنند و از آنجا با كشتی‌های كوچك به ایران منتقل می‌شود.

تا اینجای كار تحریم ایران برای امارات دارای نفع است. اما وضع تجار ایرانی مقیم این كشور چگونه است؟ فشار روی آنها زیاد است؟

بله، متاسفانه یك سمت دیگر ماجرای تحریم، فشار اماراتی‌ها روی شركت‌های ایرانی است. البته مقامات مختلف اماراتی مرتب این فشارها را تكذیب كرده یا سعی در تلطیف آن دارند. مثلا می‌گویند سیاست امارات برخورد با تخلفات است و نظر خاصی روی شركت‌های ایرانی نیست؛ اما واقعا این‌گونه نیست و تجار و بازرگانان ایرانی گلایه‌های زیادی از فشارها و محدودیت‌های ناشی از تحریم دارند.

این فشارها یا محدودیت‌ها چگونه اعمال می‌شود؟

راه‌های آن متفاوت است. مثلا برای ایرانی‌ها به بهانه این كه حجم فعالیت مالی آنها كم است، حساب بانكی باز نمی‌كنند یا اگر حسابی دارند با آنها شرط می‌كنند موجودی حسابشان باید از فلان رقم پایین نیاید وگرنه حسابشان مسدود خواهد شد. همچنین نقل و انتقالات مالی با دشواری صورت می‌گیرد و از این قبیل بهانه‌گیری‌ها وجود دارد كه بعضا خودشان هم می‌دانند ریشه سیاسی دارد.

اقدامات شما برای روانسازی این مسائل به عنوان اتاق بازرگانی مشترك ایران و امارات چه بوده است؟

روشن است كه ما در هر مساله‌ای از طریق ملاقات، گفت‌وگو و تشریح مسائل سعی می‌كنیم مساله را حل كرده یا تخفیف بدهیم. قبلا این كار را می‌كردیم، الان هم می‌كنیم، اما مساله اینجاست قبلا وجود این‌گونه مسائل شدید نبود، لذا مداخلات ما نیز به حل یا روان‌سازی مساله منجر می‌شد اما الان كار واقعا سخت شده است، چرا كه مسائل ریشه سیاسی دارد و از دست دبی كار چندانی برنمی‌آید. می‌دانید كه تقسیم‌بندی كار در امارات این گونه است كه دبی بازوی اقتصادی و ابوظبی بازوی سیاسی موضوع است.

وقتی ابوظبی تحت فشار آمریكایی‌ها به دبی دستوراتی برای فشار به تجارت ایران می‌دهد، دبی ناچار به اجراست اما با این حال، كار ما ادامه دارد. ما با دوستان اماراتی خودمان صحبت می‌كنیم و این صحبت‌ها فارغ از مسائل سیاسی است. توصیه ما به آنها این است نگذارند رفتارهای سیاسی روی فضای اقتصادی تاثیر بگذارد و تجار دوطرف فارغ از سیاست، فضای اقتصادی خودشان را تنظیم كنند.

البته مزیت‌های اقتصادی ایران برای امارات نیز قابل چشمپوشی نیست و نخواهد بود.

دقیقا. دوستان اماراتی ما خودشان می‌دانند مزیت‌های تجاری ایران چقدر برایشان اهمیت دارد. دلایل ما برای این مسئله كاملا روشن و منطقی است. مثال روشن بزنم. هم‌اكنون از مجموع فضای بازرگانی بندر جبل‌علی دبی حدود 25 تا 30 درصد آن در اشغال ایران است.

واقعا اگر ایران از این فضا استفاده نكند، كدام كشور است كه از این استفاده كند؟ كدام كشور می‌تواند یا برایش صرفه اقتصادی دارد؛ عراق، قطر، بحرین، عمان، پاكستان؟ كدام كشور؟ به هر حال كشورهای حوزه خلیج فارس هستند كه باید از ظرفیت جبل‌علی استفاده كنند و مثلا كانتینر كالاهای خودشان را به آن بندر بیاورند و بعد ترانزیت كنند. آن همه حجم انبار واقعا چگونه پر خواهد شد؟ روشن است هر یك از كشورهایی كه نام بردم، بنادر خودشان را دارند و از آن استفاده می‌كنند. تازه به خاطر شكل‌گیری روابط جدید اقتصادی در منطقه خلیج فارس، خیلی كشورها روی توسعه بنادرشان سرمایه‌گذاری هم كرده‌اند و این سرمایه‌گذاری‌ها در آن به ثمر رسیده و ظرفیت خالی جدیدی ایجاد شده كه ایران می‌تواند به جای جبل‌علی از آن استفاده كند. مثلا عمان روی دو بندرش ـ مثلا بندر سلاله ـ دارد این كار را انجام می‌دهد و ظرفیت خالی هم دارد. پاكستان كه در دهنه دریای عمان است و اصولا ربطی به بنادر امارات ندارد. سایر كشورها مانند قطر و كویت هم بنادرشان كامل است. پس در نهایت ایران می‌ماند و امارات و اگر ایران از این گونه ظرفیت‌های امارات استفاده نكند، دوستان اماراتی ما چه می‌خواهند بكنند؟

شما این حرف‌ها را با همین صراحت به طرف اماراتی گفته‌اید؟

بله، با همین صراحت و حتی صریح‌تر از این. ما گفته‌ایم این طور نباشد كه دوستان اماراتی ما به دو ناو جنگی كه الان به خلیج‌فارس آمده‌اند، نگاه كنند و پشت آن پنهان شوند و شكلك دربیاورند! ما در دو سوی خلیج‌فارس همسایه‌ایم و حسن همجواری لازم داریم. نگاه‌كردن به فضای امروز درست نیست. این فضا كه همیشه این طور باقی نمی‌ماند. تحریم‌ها همیشه برقرار است؟ معلوم است كه نیست. مگر پرتغالی‌ها و انگلیسی‌ها سال‌ها پیش از خلیج‌فارس نرفتند.

این چند ناو آمریكایی هم بالاخره خواهند رفت. اما رفتارهای امروز یاد ما می‌ماند. لذا امارات باید كاری كند كه اعتماد ایران جلب شود. چرا كه این اعتماد لازمه همسایگی و انجام كارها و سرمایه‌گذاری‌های مشترك است و ما می‌توانیم به حیطه انجام تولیدات مشترك وارد شویم. چرا كه ایران یك بازار بزرگ و پرفرصت است. ما به دوستان اماراتی خود گفته‌ایم الان به خاطر تحریم است كه شرایط ایران این گونه است و گرنه وقتی تحریم‌ها از میان برود ما دیگر به فضای بانكی شما نیازی نداریم. خودمان مستقیما ارتباطات بانكی لازم را برقرار می‌كنیم. اگر ما از بندر جبل‌علی خارج شویم، این شما هستید كه صدمه می‌بینید چرا كه در همسایگی شما (امارات) بنادر رو به توسعه در حال شكوفایی است. ما گفته‌ایم دولت امارات در ماجرای تحریم‌ها با ایرانیان خوب رفتار نكرده و اینها ممكن است اعتماد ایرانیان را از بین ببرد و آنها تصمیم دیگری بگیرند. اما اگر رفتارها بهتر شود می‌توان به اماراتی‌ها پیشنهادهای مختلفی برای سرمایه‌گذاری‌های مولد تولیدی داد.

پیشنهاد مشخصی برای این فعالیت‌ها به امارات داده شده است؟

آنها خودشان به فرصت‌هایی كه از راه پیوند امكانات ایران و امارات خلق می‌شود بخوبی آگاهی دارند. آنها می‌دانند ایران در وسط منطقه اكو قرار دارد و اكو یك بازار 350 میلیون نفری است.

از سوی دیگر، امارات مستقیما از طریق شورای همكاری خلیج‌فارس در آفریقا حضور دارد. می‌دانید كنار هم قراردادن این امكانات چه تحولی برای دو كشور ـ بخصوص امارات ـ ‌ایجاد می‌كند؟ استفاده از امكانات زیرساختی ایران و مثلا آب و هوای ایران كه مناسب تولید است، مزیت‌های فراوانی برای طرف اماراتی دارد؛ تولید از ایران و امكانات كنار دریا مانند بندر و ترانزیت و حمل و نقل از امارات. دوستان اماراتی حتما به شكل‌گرفتن كار ساختمانی و تجربیاتی كه از این راه در كشورشان به دست آورده‌اند، واقف هستند. از سوی دیگر می‌بینید كه تركیه براحتی در بخش ساختمان ایران وارد شده و سرمایه‌گذاری كرده است. به عنوان مثال می‌دانند كه شهر جدید پرند را ترك‌ها ساخته‌اند.

حالا چرا آنها در بخش ساختمان ایران مشاركت نكنند؟ به علاوه امكان مشاركت در صنایع دیگری چون فولاد، خودرو و صنایع دریایی مانند كشتی‌سازی هم وجود دارد و استفاده از آنها می‌تواند امارات را از یك كشور صرفا تاجر به یك كشور تولیدی تبدیل كند، چیزی كه الان آن را كم دارند.

پس اگر این حرف‌ها را می‌پذیرند، چرا عمل نمی‌كنند؟

عرض كردم. امارات دو بخش اقتصادی و سیاسی دارد. دوستان دبی كه بخش اقتصادی هستند، حرف‌های ما را می‌پذیرند و تا آنجا كه می‌توانند عمل هم می‌كنند، اما ماجرا اینجاست ابوظبی اجازه نمی‌دهد كار روان شود. فشار ابوظبی بر دبی بسیار است. اینجا دیگر كار وزارت امور خارجه ماست كه از كانال‌های خودش رایزنی‌های لازم با بخش سیاسی امارات را انجام دهد و كار را روان كند. ما به عنوان اتاق بازرگانی مشترك ایران و امارات تا آنجا كه توانسته‌ایم با مقامات موثر اقتصادی امارات و دبی رایزنی و صحبت و گفت‌وگو كرده‌ایم و در مواردی نیز این گفت‌وگوها به ثمر رسیده است و دبی گفته ما هر كاری از دستمان بربیاید انجام می‌دهیم.

اما متاسفانه از سال 2012، فشار آمریكایی‌ها بر امارات بسیار افزایش یافته و این فشار باعث بروز سختگیری‌های زیادی شده است.

به نمونه‌هایی از آنها اشاره كردم. مثل سختگیری به حساب‌های بانكی ایرانی‌ها یا موارد دیگری كه بتازگی مشاهده شده این است كه كالاهای ترانزیتی مربوط به ایران را باز كرده و بازرسی می‌كنند.

مثلا كالاهایی كه به صورت ترانزیت از چین، ژاپن، كره جنوبی یا حتی كشورهای عربی و غربی در امارات تخلیه می‌شود تا به سوی ایران حمل شود، باز شده و محتویات آن بررسی می‌شود. این در حالی است كه تمام این كالاها مدارك و مستندات كاملی دارد و در عرف تجارت، این اقدامات غیرمعمول و غیرمعقول است.

شاید خود دبی نیز با این اقدامات موافقت چندانی نداشته باشد، اما واقعیت این است كه میزان نفوذ و لابی آمریكا در امارات بسیار قوی بوده و سرمایه آمریكا در آنجا نیز زیاد است؛ بنابراین در عین بی‌علاقگی مجبورند به این‌گونه اقدامات تن بدهند.

در اقتصاد گفته می‌شود سرمایه مثل آهوست و با احساس كوچك‌ترین خطری می‌گریزد. حال این ناامنی‌هایی كه برای شركت‌ها و سرمایه‌گذاران ایرانی در امارات ایجاد شده، باعث خروج شركت‌ها و سرمایه به مقصد یا مقاصد دیگری نشده است؟

براساس آمار، حدود 80 هزار شركت ایرانی در دبی حضور دارد كه پس از بروز سختگیری‌های اخیر 20 درصد از این تعداد كم شده است. این فضای آزاد شده اكنون به دنبال فضاهای جدیدی در خود منطقه خلیج فارس برای سرمایه‌گذاری می‌گردد.

واقعیت این است كه فضاهای پذیرایی جدید برای سرمایه‌گذاران ایرانی گشوده شده است كه در راس آن دو كشور قطر و عمان قرار دارد. با این كه دولت میل دارد سرمایه‌ها به سوی قطر برود، فعلا میل سرمایه‌گذاران رو به كشور عمان است.

چرا كه عمان بتازگی امكانات خاصی را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهد و در حال سرمایه‌گذاری برای توسعه زیرساخت‌های خود است. با این حال، هنوز زمان لازم است كه این زیرساخت‌ها تكمیل شود، قوانین بانكی، مالیاتی و سرمایه‌گذاری تسهیل شود و بویژه در بخش اجتماعی و افكار عمومی این سرمایه‌گذاران عملا در حمایت قانون قرار گیرند.

خب، روشن است محلی كه سرمایه‌گذار به آنجا پا می‌گذارد در وهله اول باید محیط مناسبی برای زندگی باشد لذا آن كشور به اصطلاح باید «غریبه‌پذیر» و «غریبه‌نواز» باشد. این امر شاید بزرگ‌ترین مسائل زندگی تا جزئی‌ترین رفتارهای روزمره اجتماعی را شامل شود. الان دبی چرا دبی است؟ روشن است، به خاطر زیرساخت‌ها و سرمایه اجتماعی كه در آنجا شكل گرفته است.

از همه جای دنیا به دبی پرواز دارد. یعنی یك سرمایه‌گذار هر لحظه تصمیم بگیرد به دورترین نقطه شرق یا غرب برود، ظرف چهار پنج ساعت پروازی گیرش می‌آید. همچنین مبادلات بانكی بسرعت انجام می‌شود و چون جاافتاده، فضای بانكی بین‌المللی در آنجا خوب است. از سوی دیگر، رفتار اجتماعی با سرمایه‌گذاران ـ كه غیربومی و از ملت‌ها و فرهنگ‌های مختلف هستند ـ در محیط دبی تا حدی جاافتاده و لذا در مجموع محیط زندگی و كار مناسب شده است.

حالا چرا سرمایه‌گذاران ایرانی عمان را به قطر ترجیح می‌دهند؟

این به دو دلیل برمی‌گردد؛ یكی زیرساخت‌های در حال شكل‌گیری و دوم خلق و خوی مردم آن كشورها. الان بندر سهار عمان در حال تكمیل زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت افزاری خودش است و ظرفیت خالی دارد. بنادر دیگر این كشور هم هستند. عمان بسیار علاقه دارد كه مثلا پایتختش ـ مسقط ـ را در برابر دبی قرار دهد كه البته هنوز راه زیادی تا رسیدن به آن باقی مانده است.

همچنین خوی و خصلت غریبه‌پذیری مردم عمان بویژه نسبت به ایرانیان بهتر است. در مقابل، مردم قطر غریبه‌پذیر نیستند و همچنین انجام كار ترانزیت و حمل‌ونقل با قطر چندان مزیت مالی ندارد. به عنوان مثال، كشتی‌های كانتینری به قطر نمی‌روند و دبی را انتخاب می‌كنند. اما از نظر مزیت مالی نیز باز عمان بر قطر برتری دارد. چون عمان آن سوی تنگه هرمز قرار دارد و كشتی می‌تواند بار خود را در آنجا تخلیه كرده و این بار توسط كشتی‌های كوچك براحتی به بندرعباس بیاید. مجموع این ویژگی‌ها باعث شده عمان بر قطر از نظر سرمایه‌گذاران ایرانی ارجحیت داشته باشد.

حالا كه امارات با یك چنین رفتارهایی برای خودش رقیب تراشیده، بفرمایید چه تعدادی از شركت‌های ایرانی از دبی به عمان رفته‌اند؟

اول بگویم كه بله. اماراتی‌ها با این گونه رفتارها دارند برای خودشان رقیب‌تراشی می‌كنند و اگر عمان بتواند فضای كسب و كار كشور خودش را به نحو صحیحی مدیریت كند و بهبود ببخشد، این رقیب دبی ایرانیان بیشتری را جذب خود خواهد كرد. هم‌اكنون بندر سهار عمان انبارهای متعدد ترانزیتی احداث كرده كه براحتی می‌تواند جای انبارهای بندر جبل‌علی را بگیرد، اما اماراتی‌ها در محاسبه‌ای اشتباه و با علم به این كه ایران الان به فضای اقتصادی آنها نیاز دارد، تاقچه بالا می‌گذارند، اما عرض كردم فكر آینده را نمی‌كنند كه این رفتار تا چه حد برایشان گران تمام خواهد شد.

در پاسخ به بخش دوم سوال شما نیز باید بگویم آمار دقیقی درباره این شركت‌های هجرت‌كرده نداریم، اما برآوردها نشان می‌دهد تاكنون حدود 500 شركت به عمان رفته‌اند، اما هیچ شركتی تاكنون به قطر نرفته است. عمانی‌ها خوب واقعیات منطقه خلیج‌فارس و اكو و نقش ایران را درك كرده‌اند.

آنها می‌دانند در سال حداقل 120 تا 130 میلیون تن بار در منطقه اكو جابه‌جا می‌شود و حدود 50 درصد این رقم متعلق به ایران است.

می‌دانید ورود مثلا 50 میلیون تن بار در سال با بنادر عمان چه خواهد كرد؟ورود كشتی‌های بزرگ به بنادر این كشور و سپس ورود كشتی‌هایی كوچك‌تر برای حمل مجدد این بارها به ایران، جانی تازه به اقتصاد عمان خواهد داد. از سوی دیگر، عمانی‌ها ایرانی‌ها را دوست دارند و علاقه‌مند به ایران هستند، اما هنوز زیرساخت‌هایشان كامل نشده است. مثلا ارتباط نظام بانكی عمان با نظام بانكی بین‌المللی هنوز برقرار نشده است و این كار را مشكل می‌كند، اما مثلا بین ایران و دبی و دبی با دنیا بلافاصله در هر حجمی كه بخواهید پول جابه‌جا می‌شود و ظرف 48 ساعت بار را در بندرعباس تحویل می‌گیرید.

با تمام این كمبودها حتما سرمایه‌گذاران نشانه‌هایی دیده‌اند كه از دبی كوچ كرده‌اند.

خب بله. ایرانی‌ها قلبا از نوع رفتارهایی كه با آنها در امارات می‌شود و جنسش را همه می‌دانیم ناراضی هستند، اما به خاطر منطق تجارت و سرمایه و اقتصاد چیز دیگری می‌گویند. از طرفی قوانین امارات برای ایرانی‌ها و البته سایر شهروندان چندان امن نیست، حتی ایرانی‌هایی كه از 30 یا 50 سال قبل هم در این كشور اقامت دارند و كار می‌كنند هم فقط دارای یك اجازه اقامت موقت هستند كه دائم تمدید می‌شود، یعنی آنها گذرنامه اماراتی ندارند كه شهروند این كشور محسوب شده و در نتیجه حقوق شهروندی داشته باشند.

تاجرش، برجسازش و سرمایه‌‌دار بزرگش نیز در این ویژگی برابر هستند. همه آنها اجازه اقامت موقت دارند و هر لحظه اراده شود، می‌توان این مجوز را لغو كرد. لذا این یك خطر بزرگ است كه ایرانی‌ها درباره آنها اظهارنظر نمی‌كنند، اما اگر شرایط اینچنینی در كشور دیگری با ویژگی‌های امارات مهیا شود، شاید 80 درصد ایرانی‌ها به‌ آن نقطه هجرت كنند.

ایرانی‌های مقیم امارات تاجر هستند، تولیدكننده نیستند، لذا هرجا زیرساخت‌های لازم فراهم باشد، بلافاصله سرمایه‌شان را برمی‌دارند و می‌روند؛ چون سرمایه‌شان نقد و در گردش است. دردسرد هم نمی‌خواهند و می‌خواهند در آرامش كارشان را انجام بدهند. از تنگ شدن فضا نیز استقبال نمی‌كنند و نمی‌خواهند مثلا مشكلاتی كه بتازگی گریبانگیر عده‌ای از سرمایه‌گذاران ایرانی حاضر در بخش مسكن امارات شد، برایشان به وجود بیاید.

چه مشكلاتی؟

خب، می‌دانید در سال‌های گذشته تحت تاثیر تبلیغات و البته رشد ساخت‌وساز در امارات و دبی، ایرانیان زیادی در دبی خانه خریدند. اما در دو سال اخیر به خاطر مشكلات، سرمایه‌های زیادی از این خریداران از بین رفته است به طوری كه مثلا شخصی هم ‌خانه‌اش و هم پیش‌پرداخت و پولی را كه به عنوان اقساط داده از دست داده است. این افراد كسانی بوده‌اند كه از طریق بنگاه‌های املاك‌‌ها خانه‌هایی را پیش‌خرید كرده‌اند. اما به رسم همه ایرانی‌ها،‌ قراردادها را خوب نخوانده‌اند و البته اطلاع‌رسانی نادرستی هم از طرف این بنگاه‌های واسطه به آنان صورت گرفته كه آنها را گمراه كرده است.

مثلا به آنها گفته نشده یا خودشان توجه نكرده‌اند كه قراردادهای این مجتمع‌ها به گونه‌ای است كه اگر تا فلان تاریخ از سررسید اقساط پرداخت نشود، ‌اصل منزل به همراه آورده آن ضبط می‌شود. متاسفانه این مساله از دو سال پیش به طور گسترده‌ای برای ایرانیان مشكل ایجاد كرد كه شاید فقط یكصد مورد آن در اتاق مشترك ایران و امارات مورد بررسی قرار گرفت.

موارد زیادی متاسفانه منجر به مصادره آن املاك شد، چون در قرارداد حقوقی به طور روشن قید و امضا شده بود، اما بنگاه واسطه اطلاعات درستی به اشخاص نداده بود. البته مواردی هم بود كه به احقاق حق سرمایه‌گذار ایرانی منجر شد، اما در مجموع ایرانیان از این موارد خیلی ضرر دیدند.

به نظر من جای آن بود كه سفارت ایران با مشاهده رشد این بنگاه‌های املاك و ترغیب شهروندان ایرانی برای سرمایه‌گذاری در خرید املاك دبی، دفتر مشترك حقوقی دایر می‌داد و به مراجعان اطلاع‌رسانی كافی درباره آینده و تبعات كاری كه می‌كنند، می‌كرد. اما این اقدام جایش خالی بود و انجام نشد.

شما در این موارد دخالت نكردید تا لااقل بنگاه‌های املاك مجاز اجازه تبلیغات از این شبكه‌های ماهواره‌ای را داشته باشند و جلوی غیرمجازها گرفته شود؟

این كار ما نیست، كار مردان سیاسی است. ما این‌گونه كار می‌كنیم كه از طریق روابط غیررسمی و دوستانه نكات لازم را می‌گوییم و پیگیری هم می‌كنیم اما حركت‌های ما صرفا در فضای اقتصادی انجام می‌شود. موضوع سوال شما مربوط به فضای سیاسی است كه قاعدتا به مقامات سیاسی مربوط می‌شود. آنها هستند كه باید حركت‌های مناسبی را در این زمینه ساماندهی كنند.

البته باید بگویم برخی از این حركت‌ها در ماه‌های گذشته جالب نبوده است. چرا كه برخاسته از یك تلقی غیرعملی بوده است. مثلا گفته شد روابط ایران با امارات قطع می‌شود. خب، هم ایرانی‌ها و هم اماراتی‌ها می‌دانند چنین چیزی غیرعملی است. لذا باید حرف‌هایی زده شود كه عملی باشد و قدرت اجرا داشته باشد. در این صورت می‌توان دیپلماسی اقتصادی مناسبی برای این كشور اجرا كرد.

سید علی دوستی موسوی
روزنامه جام جم

Administrator

Administrator