گفت وگوی روزنامه آسیا با مسعود دانشمند، رئیس اتاق ایران و امارات:

مقالات 25 آذر 1392 48 بازدید

گفت وگوی روزنامه آسیا با مسعود دانشمند، رئیس اتاق  ایران و امارات:

 “از کار و تجارت تا بانک و مستغلات”

 

“مسعود دانشمند ” پيش از آنكه رياست اتاق ايران و امارات را عهد هدار باشد، چهره اي مطبوعاتي است. او آغازين فعاليت هاي مطبوعاتي خود را با مجله تخصصي صنعت حمل و نقل آغاز كرده و یکی از بنيانگذاران
آن محسوب م يشود. تلاش هايي كه اين مردشو خ طبع و خوش فكر در عرصه مطبوعات ايران انجام داده شايد بتوان گفت در زنده نگه داشتن نهال مطبوعات ايران بی تاثير نبوده است. بهانه حضورش در دفتر مركزي روزنامه “آسيا ” و ديدارش با ايرج جمشيدي سردبير و بنيانگذار “آسيا ” فلش بكي بود به دو دهه فعاليت مطبوعاتي دو مرد كه در عرصه مطبوعات ايران رد پاي مشخصي از خود بر جاي گذاشته اند.

محور گفت وگويمان با مسعود دانشمند، رئيس اتاق ايران و امارات، اختصاص مي يابد به وضعيت كنوني مبادلات تجاري ايران و امارات بعد از سفر وزراي خارجه دو كشور به تهران و ابوظبي: مشروح همان گفت وگويي كه پيش روي شماست:

با توجه به بهبود روابط ايران و امارات و سفر وزراي خارجه دو كشور به پايتخت ها، مناسبات اقتصادي تهران- ابوظبي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟

ما با ابوظبي مناسبات اقتصادي نداريم و بيشتر اين مناسبات با دوبي است. درست است كه امارات متحده عربي از 7 اميرنشين تشکیل شده، اما هر كي كار خاصي انجام مي دهند. دوبي بر فعاليت هاي اقتصادي متمركز شده و كار ابوظبي بر امورنفتي و سياسي است. عمده كار تجاري و مبادلات ما با دوبي است. بنده رئيس اتاق بازرگاني ايران و امارات هستم و مسائل في ما بين ايران و امارات را با دقت نگاه ميكنم. ما در طول سال هاي جنگ به دليل اينكه متاسفانه در شرايط جنگ، بندر خرمشهر و بندر امام را نداشتيم و مملكت به واردات و صادرات كالا نياز داشت، به خصوص واردات كالا براي نيازهاي اساسي مردم. به همين دليل متكي شديم به بندر دوبي. به اين صورت كه مجبور بوديم كالاهايمان را به بندر دوبي بياوريم و به تدريج با كشتي هاي كوچكتر به بندرعباس و بندر بوشهر منتقل كنيم. در نتيجه روابط شروع شد و اين روابط بعد از جنگ و در دوران سازندگي به دليل حجم زياد ورود كالاها ارتباط بيشتر شد. با افزايش ارتباط حجم واردات و صادرات به اندازه اي شده كه طبق آمار رسمي گمرك امارات كه با آمار رسمي گمرك ايران متفاوت است، اين حجم به 20 ميليارد دلار رسيد. در شرايط تحريم فشارهايي كه وارد شد، باوجود اينكه امارات تمايل نداشت وارد فضاي تحريم شود زيرا عدد بازرگاني ما به 15 درصد كل تجارت امارات رسيده بود و عدد قابل ملاحظه اي بود، نمي خواست خود را در شرايطي قرار دهد كه اين عدد بزرگ را از دست بدهد. همواره
با دوستان اماراتي صحبت كرديم و همواره گفتيم چه بخواهيم چه نخواهيم در دو سوي خليج فارس همواره با هم همسايه هستيم. حال مي خواهد دو ناو عبور كند يا خير. نمي توانيم پشت اين دو ناو پنهان شويم. آنچه مي ماند روابطي است كه ما بر اساس منافع طرفين داريم. بنابراين نبايد روابط مان را بر اساس دو ناو جنگي خارجي كه خواهند رفت، بنيان نهيم. اين روابط مي تواند بر اساس دو سوي خليج فارس بودن تعريف شود.
به عبارت ديگر روابط را بر مبناي منافع مشترك تعريف ميكنيم؟

بله. طبيعي است كه منافع مشترك است. بعد از سال 2008 كه مشكل مسكن در امارات پيش آمد و تبديل به مساله شد با سفير قبلي امارات در تهران صحبت مي كردم گفتيم كه پتانسيلهايي مثل ساخت و ساز در كشور امارات هست و پتانسيل هايي هم ما در كشور خود داريم. ما شرايطي اقليمي وامكانات كشاورزي داريم كه براي برخي توليدات مناسب است. شما كي امكانات بازرگاني مثل دسترسي به قلب آفريقا داريد و ما در مركز اكو هستيم. بايد بيا ييم اين امكانات را كنار هم بگذاريم و روابط بلندمدتي براي یکديگر تعريف كنيم. اگر شما دلخوش باشيد به اينكه ما به خدمات بندري شما نيازمنديم و آن را امتياز تلقي كنيد قطعا رقيبي در اين ميان به وجود خواهد آمد و بازار را ار شما خواهد گرفت و ما دیگر نیازی به شما نخواهيم داشت. امروز بر اساس اين مسائل مي توانيم حسن روابط را به وجود آوريم. اينها را در كلام مي پذيرند اما در عمل خير به نظرم اماراتي ها بايد خيلي سريع به اين مساله توجه كنند. با توجه به اتفاقات اخير به ويژه ژنو 2 و آمد و رفت وزراي دو كشور ايران و امارات، بايد دو مرتبه به شرايط حسن همجواري و سرمايه گذاري هاي مشترك برگرديم. نمي گويم هيچ پتانسيلي در دوبي نيست. آنها هم نمي توانند بگويند هيچ پتانسيلي در ايران نيست. در یکی از همين گردهمايي هايي كه به وجود آمد قطري ها مشتاق همكاري با ايران بودند و پيشنهاد مزرعه كشاورزي داشتند. خب ما گفتيم پيشنهادتان را به دولت ايران بدهيد. ما مي گو ييم هر پيشنهادي كه روي ميز بگذاريد قابل بررسي است. هر دو كشور آورده هاي خود را كنار هم بگذارند و منافع مشترك را به دست آورند. فكر ميكنم اگر اماراتي ها خودشان را در منافع خودشان ببينند و كمتر در قالب 6 كشور ديگر شوراي همكاري خليج فارس خود را ببينند بهتراست. درست است كه نوعي همگرايي در اين اتحاديه هست اما در بيرون اين همگرايي، خودشان منافع خاصي دارند و واگرايي هايي در درون اين همگرايي هست. كمي جلوتر در درون امارات هم، هر كي از اميرنشينها براي خود منافع و همگراييهايي دارند. بنابراين براي دوبي كه تجارتش بر مبناي صادرات مجدد  Re-export و خريد و فروش تعريف شده و توليدي ندارد بايد منافع در نظر گرفته شود.

یعني يك تعريف اختصاصي از منافع خود در ارتباط با ايران داشته باشد؟

بله. قطعا و صددرصد همينطور بايد ببيند.

– تراز تجاري دو كشور به نفع كداميك است و واردات ما از امارات عمدتا شامل چه كالاهايي
ميشود؟

امارات توليد اختصاصي از خود ندارد كه در اختيار ما قرار دهد. بنابراين آنچه ما از امارات وارد يا به امارات
صادر مي كنيم محصولات كشورهاي ديگر است. مثل واردات قطعات از اروپا به ايران كه از طريق امارات به ايران مي آيد. نمي توانيم بگو ييم چه نوع تجارتي با هم داريم! تجارت آنها معطوف و وابسته است به سفارشي  Order  كه ما به آنان مي دهيم. چون ما از فضاي تجاري آنها استفاده ميكنيم اسنادمان را با آنها مبادله مي كنيم، به خصوص اكنون كه در شرايط بانكي سختي هستيم و بانكهاي ايران در تحريم است نقش دوبي پررنگ تر شده است. مثلا ما مي خواهيم به چين سنگ آهن بفرستيم اما اسناد را در دوبي مبادله مي كنيم. آمارهاي تجاري مي گويد ما سنگ آهن صادر كرديم دوبي و دوبي به چين صادر كرده، اما در اصل ما از فضاي بانكي دوبي استفاده كرديم. بعد از بزرگ شدن حلقه تحريم ها، كانتينرهاي بزرگ اصلا به ايران نمي آيند و كانتينرهاي ما را در بندر جبل علي دوبي تخليه ميكنند. حدود 2 ميليون كانتينر در سال، كالاهاي ايران در بندر جبل علي تخليه مي شود. خب اين رقم عدد بزرگي است. اگر هر كانتينر به طور متوسط 15 تن بار داشته باشد 30 ميليون تن كالاست. عدد كلاني است. ظرفيت بندر عباس، 3 ميليون كانتينر در سال است. حدود 700 هزار تا با كانتينرهاي ايران انجام مي شود و بقيه به بندر دوبي مي رود. آنچه از دوبي مي آيد به عنوان ترانزيت بار از دوبي تلقي مي شود. به همين دليل آمار دوبي رقم درشتي است. به واقع اينها، كالاهاي خود ماست كه در بندر دوبي جابه جا مي شود و اينها همه در سايه تحريم ها اتفاق مي افتد. دوبي چيزي كه توليد خودش باشد ندارد.دوبي یک پايگاه ري اكسپورت و تجارت مجدد است.

-چه شد دوبي چنين موقعيت استراتژیکی را به دست آورد؟

براي ساخت كي موقعيت، دو چيز نياز داريد؛ اول بازار كه محلي باشد براي خريد و فروش كالا. دوم فضاي
بانكي كه مرتبط با فضاي بانكي بين المللي باشد. در كنار اين دو كي بندر ) Port ( هم نياز داريد كه كالاها
را جابه جا كنيد. اماراتي ها به شدت مراقب هستند اين بازار خيلي خوب انجام شود. آنان با اين نگاه پيش
رفت هاند. كشورهاي ايران، افغانستان، پاكستان، عراق و كشورهاي همجوارشان یک بازار بزرگ 120 تا 130ميليوني را شامل مي شود. آنان مراقب اين بازار هستند. هزينه ساخت و نگهداري بندري مثل بندر جبل علي دوبي براي كشور ما در مقايسه با اينكه از دوبي به عنوان پايگاه ر ي اكسپورت استفاده مي كنيم خيلي بيشتر است. زماني در اصول مديريت گفته مي شد توليدكننده مهم است، اما در اصول مديريت امروز، بازار مهمتر است. اگر بازار داشته باشيد و پشتوانه مالي محكمي داشته و توليد را هم حفظ كنيد، پيش هستيد. مشكل اتحاديه اروپا از 2008 به بعد اين است كه براي محصولاتش بازار ندارد و نتيجه اينكه هر روز شاهد تظاهرات خيل كارگران بيکاري هستيم كه شغلشان را از دست داد هاند.

– وضعيت ملك و املاك در امارات چگونه است؟ آيا ايرانيان هنوز از خريد مستغلات در آن كشور استقبال ميكنند؟

اماراتی ها تبحر داشتند در زمينه ملك و املاك چه كنند. جايزه اي كه براي خريد املاك و مستغلات گذاشتند و در كنار خريد ملك ويزاي اقامت سه ساله هم داده شد همه باعث رونق شد و اماراتي ها را وارد عرصه ها ي رقابتي با موسسه هاي سرمايه گذاري كرد. آژانس هاي املاك با اخذ 10 درصد ملكي را كه فقط روي كاغذ موجود بود براي متقاضي مي خريدند و نتيجه اينكه بازار فروش املاك به مرحله اي رسيد كه دچار كلاپس شد و قفل كرد. اين بازار كه متوقف شد خريداران اقساط خود را پرداخت نكردند )آژانس ها(. ايرانيان هم بدون اينكه قراردادها را بخوانند امضا كردند. در حالي كه در شرايط قرارداد ذكر شده بود
كه حتي اگر مسكن ساخته نشود خريدار موظف است اقساط خود را پرداخت كند. در اين شرايط چيزي كه حادث شد اين بود كه بحران مسكن در امارات به وجود آمد. در بندهاي قرارداد ذكر شده بود كه اگر اقساط پرداخت نشود، دولت امارات مي تواند ملك خريدار را از هر نقطه در دنيا تصاحب كند و نتيجه اينكه موردي داشتيم كه آمده بودند منزل خريدار را در شيراز تملیک كنند چون اقساط خود را در دوبي پرداخت نكرده بود. برخي از اين افراد به ما مراجعه كردند و با رايزني با مقامات دوبي بسياري از اين افراد مشكلاتشان مرتفع شد. با پيگيري هاي اتاق، فشارها كمي كمتر و تعديل شد. مجددا بعد از آن ركود، اكنون بازار ملك در دوبي شكل گرفته است، اما نه با ايرانيان بلكه به قول خودشان بعد از بهار عربي اين رونق را يافته و اعراب بسياري از مصر، تونس، عمان، سعودي و كشورهايي كه درگير مشكلات داخلي بود سرمايه هايشان را برداشته و آوردند در دوبي سرمايه گذاري كردند. كافي است كه آخر هفته به دوبي برويد.خودروهايي با پلاك هاي كشورهاي مختلف م يبينيد كه خانه و زندگي براي خود در دوبي تشكیل داده اند. البته دوباره دارند تبليغات ميكنند تا ايرانيان براي خريد مسكن مجدد وارد اين بازار شوند. عمدتا خريد ملك چه در دوبي،
قبرس، اسپانيا يا بلغارستان به دليل اخذ اقامت بوده و بعد از اينكه برخي كشورها اقامت ندادند توجه ها
به كشور ترکیه جلب شد. بايد دقت كرد خيلي از اين ملكها حق استفاده مي دهند نه حق مالكیت؛
مثلا حق استفاده 99 ساله. متاسفانه ايرانيان قبل از خريد در كشورها بدون اخذ مشاوره حقوقي، قرارداد
امضا مي كنند و بعد به بحران مي رسند. هر چه بيشتر احساس راحتي در كشور خودمان داشته باشيم،
كمتر به دنبال اقامت در ساير كشورها هستيم.

– وضعيت ايرانيان مقيم امارات در شرايط كنوني چگونه است؟

اكنون نسبت به گذشته بهتر شده است. قبلا خيلي سخت مي گرفتند و حساب ايرانيان را مسدود مي كردند و بسياري از ايرانيان را اخراج مي كردند. وقتي حجم مبادلات ايران و امارات به اندازه 10 ميليارد دلار كاهش يافت و اين مبادلات توسط شركت هايي صورت مي گرفت كه مديرانش اقامت چند كشور را داشتند خب ديگر نيازي به حضور اين افراد كه اكنون ديگر مبادله اي هم انجام نمي دهند نبود. اماراتي ها از مسيري اقدام كردند كه كاملا قانوني و توجيه پذير است و نمي شود اعتراض كرد. اكنون شرايط خيلي آرام تر شده و براي ايرانيان حساب بانكي هم باز مي كنند و صدور ويزا را براي ايرانيان راحتتر كرده اند.

– اخذ ويزاي كار چه شرايطي دارد، سفارت امارات در تهران همكاري هاي لازم را به عمل
مي آورد؟

اصولا ويزايي به اسم ويزاي كار بين ايران و امارات وجود ندارد. سفارت امارات ويزا نميدهد. اگر بخواهيد اقدام كنيد ويزاي توريستي از دفاتر هر آژانسي كه امكان داشته باشد اخذ ميكنيد. یک اماراتي كه در امارات ساكن است يا در امارات شركت دارد بايد برود در امارات و در اداره مهاجرت امارات شما را ضمانت كند تا به شما ويزا بدهند. حال اگر شركتي كه شما را تضمين كرده براي شما درخواست ويزاي كار بدهد كه همان ويزاي اقامت است در آن صورت مي توانيد از امارات ويزاي كار دريافت كنيد. براي اقامت هم بايد آنجا حضور داشته باشيد و مثل قوانين آمریکا نيست. حتي براي ويزاي تحصيل هم اول بايد دانشگاه شما را پذيرش كند و دانشگاه براي شما درخواست ويزاي اقامت كند.

-همكاري بانكهاي اماراتي با ايران چگونه است؟ آيا در زمينه گشايش LC نظر موافقي دارند يا هنوز از تحري مها پيروي ميكنند؟

ما دو بانك ايراني به نا مهاي “ملي ” و “صادرات” را دردوبی داریم این دو بانک را بانک مرکزی امارات از فعاليت ممنوع كرده است. بانكهاي بزرگ امارات مثل National Bank of Dubai( MBD ( و ساير بانكها طبق دستور بانك مركزي دوبي با ايران كار نمي كنند. در نتيجه به طور كلي نظام بانكي دوبي روي بانكهاي ايراني بسته شده است. نامه هاي فرستادم براي سازمان توسعه تجارت و درخواست كردم اخيرا كه فضا بازتر شده، دولت امارات اجازه دهد بانك ملي و صادرات ايران مجدد در دوبي فعال شود و با بانكهايي كه ريشه آمر یکايي ندارند و تحريم كنگره آمریکا روي آنان بي تاثير است كار كند. در تلاشيم با اجازه بانك مركزي امارات، دو بانك ملي و صادرات فعال شود و LC گشايش يابد. نبودن ال.سي باعث شده بخشي از
تقلب هاي تجاري توسعه پيدا كند. وقتي كار تجاري انجام مي دهيم با پرداخت و حواله نقدي، هيچ كنترلي
براي اينكه چه كالايي را مي خريم و با چه شرايطي خريد مي كنيم وجود ندارد. در واقع همه چيز را به
فروشنده واگذار كرديم. اين نوع رفتار باعث شده كه خريداران ايراني متضرر شوند. شكاياتي كه موجود
است بر اين تقلبها صحه مي گذارد. كنترل هاي کیفی زماني انجام مي شود كه ال.سي باشد وقتي
ال.سي نباشد اين كنترل ها اعمال نمي شود.

گزارش تصويري در تلوبيون آسيا
Asiatelewebion.com

منبع : روزنامه آسیا مورخ یکشنبه 24 آذر ماه

Administrator

Administrator